تبلیغات
کوتاه داستان

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

دوشنبه 4 آبان 1394

تعریف سیاست از نوع انگلیسی!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، حکیمان، 

عده ای به اصرار از چرچیل خواستند که سیاست را تعریف کند. چرچیل دایره ای کشید و خروسی در آن انداخت و گفت:خروس را بدون آنکه از دایره خارج شود بگیرید!
این عده هرچه تلاش کردند نتوانستند و خروس از دایره بیرون می رفت . آخر از چرچیل خواستند که این کار را خود انجام دهد.
چرچیل خروسی دیگر کنار خروس اولی گذاشت و این دو شروع به جنگیدن کردند.آنگاه چرچیل دو خروس را از گردن گرفت و بلند کرد و  گفت:
 این سیاست است!
ضرب المثل انگلیسی : تفرقه بنداز و حکومت کن!

دیدگاه های شما() 

جمعه 1 آبان 1394

پایان به آغاز!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

هر سقوطی پایان کار نیست و هرپایانی ، شکست نیست . 
بعضی پایان ها ،خود یک آغاز هستند! 
باران را ببین،سقوط باران
قشنگترین  آغاز است.

نظرات() 

جمعه 1 آبان 1394

تغییر!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

تغییر باید از نگاهمان به زندگی حاصل شود و تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود.
یادمان باشد
سنگها نه خرده حسابی باپاهای لنگ دارند و نه قرار و مداری با پاهای سالم!
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم .

دیدگاه های شما() 

سه شنبه 28 مهر 1394

اقلیت خائن و اکثریت نادان

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، حکیمان، 

اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند:
آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آن سوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمی توانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام بدهید ؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی تأمل پاسخ می دهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار می پرسد . آن دو ابزار چیست ؟
چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن .


دیدگاه های شما() 

شنبه 25 مهر 1394

کارمند تازه وارد

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: طنز، 

مردی به استخدام یک شرکت بزرگ چندملیتی درآمد. در اولین روز کار خود، با کافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: یک فنجان قهوه برای من بیاورید.
صدایی از آن طرف پاسخ داد: شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. 
می دانی تو با کی داری حرف می زنی ؟

کارمند تازه وارد گفت: نه!
صدای آن طرف گفت: من مدیر اجرایی شرکت هستم، احمق!!!
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: و تو میدانی با کی حرف میزنی بیچاره.
مدیر اجرایی گفت: نه!
کارمند تازه وارد گفت: خوبه و سریع گوشی را گذاشت.

دیدگاه های شما() 

چهارشنبه 22 مهر 1394

نامه ای به خدا

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، طنز، 

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد . دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید . این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم . یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام . اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم . هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد . نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند . در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند ...

ادامه مطلب

دیدگاه های شما() 

یکشنبه 19 مهر 1394

خدا هست یا نه!؟

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

فردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار آرایشگر، گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسیدآرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد؟ شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟ نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج و جود داشته باشد.مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث کند. 
آرایشگر کارش

ادامه مطلب

دیدگاه های شما() 

پنجشنبه 16 مهر 1394

حرکت سخاوتمندانه!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

یادم می آید وقتی که بچه بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید پول زیادی نداشتند.
شش بچه که همگی زیر دوازده سال بودند، لباس های کهنه ولی...


در ادامه

دیدگاه های شما() 

دوشنبه 13 مهر 1394

ذکاوت یک فروشنده!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، طنز، 

عتیقه فروشی در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید کاسه ای نفیس و قدیمی دارد که در گوشه ای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت کاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن می نهد.
پس گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ 
رعیت گفت:چند می خری؟ 
گفت: یک درهم. رعیت گربه را گرفت و با خوشحالی به دست عتیقه فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. 
عتیقه فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممکن است در راه تشنه اش شود بهتر است کاسه آب را هم به من بفروشی. رعیت گفت: قربان من به این وسیله تا به حال پنج گربه فروخته ام. کاسه فروشی نیست!!!

دیدگاه های شما() 

جمعه 10 مهر 1394

مخالف آگاهی!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

میگویند:

سفیر انگلیس در دهلی ازمسیری در حال گذر بود، میبیند یك جوان هندی، لگدی به گاوی میزند؛

گاوی كه درهندوستان مقدس است!

سفیر انگلیس ازخودرو خود پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد! در این لحظه گاو ادرار میكند و سفیر انگلیس با ادرار گاو دست و صورتش رامیشوید!


در ادامه

دیدگاه های شما() 

سه شنبه 7 مهر 1394

بهترین الگو برای زندگی!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ در زندگی ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ : ‏« ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ‏» ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. 
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ .
 ﮔﻔﺖ : ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯿﺪ . ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎه ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ .
 ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. 
ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ . 
ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ.ﺩﺍﺭﻧﺪ . 
ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ.
 ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
 ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
پس بیایید کودکانه زندگی کنیم.

دیدگاه های شما() 

شنبه 4 مهر 1394

آرامش بی انتها!!!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

گفتم: یا شیخ

مرا اندرزی ده تا آرامشی بی انتها یابم !!!

گفت:


در ادامه

دیدگاه های شما() 

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :