تبلیغات
کوتاه داستان - پرسیدن سؤالات تلخ ممنوع

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

پنجشنبه 7 آبان 1394

پرسیدن سؤالات تلخ ممنوع

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتی نزدیک ،آنقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی .راستی چرا مردم از هم این همه سئوال می پرسند!؟!
چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟
چرا این همه لاغر شده ای؟
رنگت چرا این همه پریده ؟؟؟
اینها سئوال های تلخ خالی کننده ای هستند و بدتر از این ها اینکه بپرسی: فلانی کجاست؟ چند تا بچه داری؟چرا بچه دار نشدی؟ چرا بچه ات اینهمه چاق است؟ چرا خانه ات این همه قدیمی است ؟خانه ی قدیمت بهتر نبود؟

چرا سوال هایی می کنیم از یکدیگر که ممکن است هم را مجروح کنیم !؟؟؟
چرا از هم نمی پرسیم که

 این روسری چه قدر به تو می آید از کجا خریدی اش!؟
یا چرا به هم نمی گوییم چه قدر چشمانت برق می زند!
چه قدر این رنگ مو به تو می آید !
چه قدر در کنارت از گذشته آرام ترم.
چه قدر دلتنگ بوده ام و چه خوب که بعد از این همه وقت دوباره دیدمت.

به موهای سفیدی که از حاشیه روسری دوستمان بیرون آمده چه کار داریم؟
اگر بخواهد خودش درباره اش با ما حرف می زند و به لکی که پیشانی اش بر داشته 
به لایه های چربی ای که ممکن است بر بدنش افزوده شده باشد
یا به چین و چروک های صورتش اشاره میکند.

این عبارت، چه قدر عبارت بی رحمانه ایست و بی رحمانه تر اینکه از زبان یک دوست شنیده شود:
چه قدر خراب شده ای!
خراب شده ای یعنی چه!؟؟
یعنی اتفاقی ناگوار یا خستگی هایی بیشمار بر پشت و شانه های دوستمان ,آشنایمان یا عزیزمان وارد آمده است و حالا که ما بعد مدت ها او را دیده ایم با گفتن این عبارت باید حتما به او بفهمانیم که تو خراب شده ای و من این را از پوستت، از صورتت،از لاغری ات و از گود پای چشمانت فهمیده ام و من پتک محکم تری بر سرت فرو خواهم آورد تا تو خراب تر ازین که هستی شوی.

اصلا چرا از هم سئوال می کنیم،چرا می پرسیم : این مدت که نبودی کجا بودی؟

یا چرا با طعنه می گوییم این همه مدت با کی بودی که یاد ما نمی کردی و ...

چرا کلمات و جملاتمان را نمی سنجیم، ممکن است واقعا کسی با یک جمله ی ساده ی ما زخمی تر از آنچه هست شود.

اصلا به ما چه مربوط که دوستمان چرا ماشینش را فروخته. چرا بچه هایش را به فلان مدرسه گذاشته. چرا خانه اش را عوض کرده و چرا از کارش بیرون آمده است؟

مگر نه اینکه اگرخودش بخواهد به ما خواهد گفت! کمی درنگ کنیم در ابتدای دیدارها و هم دیگر را با سئوالهای عجولانه نیازاریم!
بگذاریم دوستمان نفسی تازه کند و بگذاریم آشنایمان در کنارمان یک فنجان چای بنوشد بدون نگرانی، بدون دلهره ، بدون اندوه و ...
او را به یاد لکه های صورتش
کج بودن قدم هایش 
و خالی های اطرافش نیاندازیم.

قطعا چیزهایی از زندگی اش کاسته شده است که حالا سعی می کند با ارتباط با سلام های دوباره آنها را التیام دهد.

از کسی سراغ کسی از متعلقات غایبش را نپرسیم...
اگر باشد...
اگر هنوز در محدوده ی زندگی اش حاضر باشد، خودش یا نامش به میان خواهد آمد .
کمی صبور باشیم و در ابتدای دیدارها و ارتباطات ، هم دیگر را با سوالهای تاریک و غمگین کننده و بی انرژی نیازاریم.

دیدگاه های شما() 
choc
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 10:03 ق.ظ
You're so cool! I don't suppose I've truly read
through anything like this before. So nice to discover somebody with original thoughts on this issue.
Seriously.. thanks for starting this up. This site is something
that's needed on the internet, someone with a little originality!
foot pain
سه شنبه 13 تیر 1396 05:40 ق.ظ
Loving the info on this web site, you have done outstanding job on the
posts.
foot pain dehydration
دوشنبه 12 تیر 1396 09:00 ق.ظ
Howdy very nice web site!! Guy .. Beautiful ..
Wonderful .. I'll bookmark your site and take the
feeds additionally? I am satisfied to search out so many helpful information here in the put up,
we want work out more strategies in this regard, thanks for sharing.
. . . . .
manicure
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 10:40 ق.ظ
I enjoy looking through an article that will make people think.

Also, thank you for allowing me to comment!
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 12:07 ق.ظ
Hi, I do believe this is a great blog. I stumbledupon it ;) I
am going to come back once again since i have saved as
a favorite it. Money and freedom is the greatest way to change, may you be rich
and continue to guide others.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 08:17 ب.ظ
bookmarked!!, I love your web site!
صخره
جمعه 8 آبان 1394 09:21 ب.ظ
به به احسنتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت


پاسخ 0 0 :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :