تبلیغات
کوتاه داستان - عیسی و یهودا!!!

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

پنجشنبه 28 آبان 1394

عیسی و یهودا!!!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آخر دچار مشکل بزرگی شد: می‌بایست نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا، از یاران مسیح که هنگام شام تصمیم گرفت به او خیانت کند، تصویر می‌کرد. کار را نیمه تمام رها کرد تا مدل‌های آرمانیش را پیدا کند.
روزی در یک مراسم همسرایی، تصویر کامل مسیح را در چهره یکی از آن جوانان همسرا یافت. جوان را به کارگاهش دعوت کرد و از چهره‌اش اتودها و طرح‌هایی برداشت.
سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقریبأ تمام شده بود....

اما داوینچی هنوز برای یهودا مدل مناسبی پیدا نکرده بود. کاردینال مسئول کلیسا کم کم به او فشار می‌آورد که نقاشی دیواری را زودتر تمام کند.
نقاش پس از روزها جستجو، جوان شکسته و ژنده‌پوش و مستی را در جوی آبی یافت. به زحمت از دستیارانش خواست او را تا کلیسا بیاورند، چون دیگر فرصتی برای طرح برداشتن نداشت.
گدا را که درست نمی‌فهمید چه خبر است، به کلیسا آوردند: دستیاران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع، داوینچی از خطوط بی‌تقوایی، گناه و خودپرستی که به خوبی بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداری کرد.
وقتی کارش تمام شد، گدا، که دیگر مستی کمی از سرش پریده بود، چشم‌هایش را باز کرد و نقاشی پیش رویش را دید و با آمیزه‌ای از شگفتی و اندوه گفت: «من این تابلو را قبلأ دیده‌ام!»
داوینچی با تعجب پرسید: «کی؟»
- سه سال قبل، پیش از آنکه همه چیزم را از دست بدهم. موقعی که در یک گروه همسرایی آواز می‌خواندم، زندگی پر رویایی داشتم و هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی شوم !!!!»

دیدگاه های شما() 
What is leg length discrepancy?
یکشنبه 26 شهریور 1396 02:05 ب.ظ
Very shortly this website will be famous amid all blogging and site-building people, due
to it's nice content
How do I stretch my Achilles tendon?
یکشنبه 12 شهریور 1396 10:44 ب.ظ
We're a group of volunteers and starting a new scheme in our community.
Your site provided us with valuable information to work on. You've done
an impressive job and our whole community will be grateful to you.
foot pain elderly
دوشنبه 12 تیر 1396 10:29 ق.ظ
First off I would like to say excellent blog! I had a quick question that I'd
like to ask if you don't mind. I was curious to find out how you center yourself and clear your
mind prior to writing. I've had a hard time clearing my thoughts in getting my ideas out.
I truly do take pleasure in writing however it just seems like the first 10 to 15 minutes tend to be wasted just trying to figure out
how to begin. Any recommendations or tips? Thanks!
manicure
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 10:32 ب.ظ
I'm not sure exactly why but this site is loading very slow for me.

Is anyone else having this problem or is it a issue
on my end? I'll check back later on and see if the problem still exists.
صخره:))))
پنجشنبه 5 آذر 1394 07:47 ق.ظ
قشنگ اینو که خوندم دهنم یکی دو سانت باز موند فوق العاده بود...
پاسخ 0 0 :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :