تبلیغات
کوتاه داستان - تصادف در بزرگراه

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

شنبه 13 تیر 1394

تصادف در بزرگراه

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، طنز، 

در بزرگراه ، اتوموبیل یک زن و یک مرد به شدت با هم تصادف میکنه. بطوریکه اتوموبیل هردوشون بشدت آسیب میبینه ،ولی هردوشون بطرز معجزه آسایی جان سالم بدر می برند.
وقتی که هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون میان ، خانمه بر میگرده و با چرب زبانی میگه:
آه چه جالب شما مرد هستید... ببینید چه بروز ماشینامون اومده!دهمه چیز داغان شده ولی ما سالم هستیم. این باید نشانه ای الهی باشه که اینطوری با هم ملاقات کنیم و...

زندگی مشترکی را با صلح و صفا آغاز کنیم ! مرد با هیجان پاسخ می دهد: بله ، کاملا با شما موافقم این باید نشانه ای از طرف خدا باشه !
-ببین یک معجزه دیگه. ماشین من کاملا داغان شده ولی این شیشه مشروب سالمه .مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن رو جشن بگیریم !
بعد زن بطری رو به مرد میده .مرد سرش رو به علامت تصدیق تکان میده و درب بطری رو باز می کنه و نصف شیشه مشروب رو می نوشد.بعد بطری را به زن می دهد. زن درب بطری را می بندد و شیشه رو برمی گردونه به مرد.
مرد می گه شما نمی نوشید؟!
 زن در جواب می گه : نه . فکر می کنم باید منتظر پلیس بشم..!

دیدگاه های شما() 
chocolate
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 04:21 ب.ظ
Why viewers still make use of to read news papers when in this
technological world all is available on web?
lindsayavshdzbfii.jimdo.com
شنبه 14 مرداد 1396 02:14 ب.ظ
Hi, Neat post. There is a problem with your site in web explorer, may
check this? IE nonetheless is the marketplace leader and a huge portion of folks will leave out your excellent writing due to this problem.
https://monetdeluise.wordpress.com/
جمعه 13 مرداد 1396 10:05 ب.ظ
I wanted to thank you for this very good read!! I certainly loved every bit of
it. I have you saved as a favorite to look at new stuff you post…
How do I stretch my Achilles tendon?
شنبه 31 تیر 1396 10:21 ق.ظ
Magnificent beat ! I would like to apprentice while you amend your website,
how can i subscribe for a blog site? The account aided me a acceptable
deal. I had been tiny bit acquainted of this your broadcast offered bright clear concept
الف سین
شنبه 13 تیر 1394 11:15 ب.ظ
سلام
اینجا نه كه بد باشه ها ولی كاش خودتون مینوشتین..
پاسخ 0 0 : من ویرایش میکنم و بعضی وقت ها باز نویسی!
اینجا خودم مینویسم
JAFFANG.BLOG.IR
پویا
شنبه 13 تیر 1394 06:20 ب.ظ
مردا چرا گاهن اینقد احمق میشن؟
پاسخ 0 0 : :| فکر کنم رمان کلاسیک زیاد خونده بود و به عشق در یک تصادف اعتقاد داشت!!!
امیر
شنبه 13 تیر 1394 05:53 ب.ظ
Smart! ;)
پاسخ 0 0 : تو طرف کی هستی؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :