کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

این روزها بسیاری از مردم که گزینه های ایده آل خود را در میان تایید صلاحیت شدگان نمی بینند مرددند که آیا رای بدهند یا خیر. شاید مرور تجربه سایر كشورها در تصمیم این دسته از مردم موثر باشد. این داستان مربوط به انتخابات سال ٢٠٠٢ فرانسه است:

انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠٠٢ در فرانسه در حالی به دور دوم كشیده شد كه به دلیل تفرقه احزاب چپ، رقبای آن مرحله از انتخابات به شكلی نادر هردو راستگرا بودند. یكی ژاك شیراك از راست "میانه"و دیگری لوپن از راست "افراطی" كه با رایی نزدیك به هم(اولی ٢٠و دومی١٧درصد كل آرا) به دور دوم راه یافته بودند. لوپن با شعارهای تندش اقبال عجیبی بین راستگرا ها پیدا كرده بود و احتمال رئیس جمهور شدنش در غیبت یك رقیب سوسیالیست وجود داشت، موضوعی كه تهدید كننده مبانی جمهوری فرانسه حتی از سوی راست میانه تلقی میشد. 

به همین دلیل، مردم عمدتا چپگرای فرانسه برای جلوگیری از آن فاجعه و به دعوت تمامی احزاب چپ و سوسیالیست به شیراك راستگرا رای دادند، با این شعار كه :"به كلاه بردارها رای می دهیم؛ ولی نمیگذاریم فاشیستها رای بیاورند"

روز رای گیری بسیاری از مردم به نشانه اینكه رایشان انتخاب بین بد و بدتر است و از این انتخابشان "خوشحال" نیستند ، بینی هایشان را با دستمال پوشانده بودند و با "دستكش" رایشان را به صندوق می انداختند . در آن انتخابات، شیراك با كسب ٨٢درصد آرا رئیس جمهور شد که یک رکورد در تاریخ فرانسه محسوب می شود که تا پیش از پیروزی شیراک متعلق به ناپلئون بناپارت بود. 

حتی در مهد آزادی و دموكراسی هم ممكن است نتوانیم "بهترینها"را انتخاب كنیم اما عدم تشخیص "بهترین انتخاب ممكن" می تواند برایمان "آخرین فرصت انتخاب" باشد.

دیدگاه های شما() 

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic