تبلیغات
کوتاه داستان - جامت ،از آن می که می باید تهی ست!!!

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

پنجشنبه 18 تیر 1394

جامت ،از آن می که می باید تهی ست!!!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

دخترک تازه از هنرستان برگشته, لم داده به پایه ی مبل و پاهایش را دراز کرده , تند تند غذا می خورد و همان طور با دهان پر حرف می زد.

دارد از دوستش که دماغش را عمل کرده تعریف می کند ؛

        - " مامان؛ باید کیانا را ببینی ، یک دماغی ساخته عینهو نیکول کیدمن ،فکر کنم لبهایش را هم " چیز " تزریق کرده باشد"

خیره می شود به فرش ، سعی می کند اسم " چیز " را به خاطر بیاورد .

یادش نمی آید و تند ادامه می دهد :

" مامان ؛ لبهایش، خود آنجلینا جولی "

مادر قیافه اش را در هم می کشد ؛ - حالا مگر لبهای این جولی، خیلی قشنگ است؟!

دخترک انگار که حرف مادر را نشنیده باشد دوباره شروع می کند .

تا آخر غذایش یک ریز ازلب و دماغ کیانا تعریف می کند و شباهتش به هنرپیشه های داخلی و خارجی .



مادر به حرفهایش گوش می کند ، پدر اما روزنامه می خواند وعکس العملی نشان نمیدهد.

دخترک گاهی میان حرفهایش بر میگردد و به پدر نگاه می کند ، می خواهد توجهش را جلب کند .

-خلاصه مامان؛ کیانا یک پسرکُشی شده که بیا و ببین . مادر لب ور می چیند . به جای دخترک قرمز می شود و با غیظ می گوید : خجالت بکش دختر ، این حرفها چیست .

دخترک متوجه بدی حرفش شده اما نمی خواهد کوتاه بیاید ، ادامه میدهد : مگر دروغ می گویم؟!! حالا ببین چه شوهری بکند . " شوهری، را می کشد " مثل این که بخواهد چیزی را به رخ مادر بکشد .

به پدر نگاه می کند که مطمئن شود از جمله ی آخرش چیزی نفهمیده باشد .

پدر همچنان زل زده به روزنامه ای که دو طرفش را به سختی نگه داشته .

دخترک به پدر اشاره می کند، ابروهایش را در هم می کشد و سرش را تکان میدهد ، زیرلب ازمادر می پرسد : چیزی شده؟!

مادر هم آرام تر جواب میدهد : نه !

تاب نمی آورد . رو به پدر بلند می پرسد : بابا شنیدید چی گفتم ؟!!

پدر سر بر میگرداند : چشمهایش را رو به دخترک ریز می کند ، می گوید : جانم؟ چیزی گفتی؟!

دخترک با دلخوری می گوید : کیانا بابا ، یک ساعت است دارم توضیح میدهم ، نشنیدید؟

پدر می گوید : چرا شنیدم . خب؟
دخترک بی حوصله یک " هیچی " کشدار می گوید و ساکت می شود .

پدر دوباره به روزنامه اش برمی گردد .

چند ثانیه ای نمی گذرد که سرش را بالا می آورد و آرام می گوید :

دخترجان ، قیافه جزء آن چیزهاییست که اصیلش به دل می نشیند . قیافه ی دست ساز اگر هم عشقی را جذب کند ، عشق دو روزه است .

عاشق واقعی پی برق نگاه می رود ، نگاه هم ذاتیست ، اصیل است، با هیچ جراحی هم نمی شود صاحبش شد.نتیجه ی حیاست و وفا ، عشق و مهربانی !

دخترک که گردن کشیده تا پدر را بهتر ببیند ، بی حال بر میگردد و رو به مادر می گوید : آخر این مخالفت ها برای چیست ؛ یک میلیون ناقابل برای دماغ بیچاره ی دخترتان خرج کردن این همه فلسفه بافی دارد؟

مادر اما با لبخندی رضایت بخش زل زده به پدر و چشمهایش برق می زند . 


خانم مریم کمالی نژاد

دیدگاه های شما() 
plaza.rakuten.co.jp
جمعه 30 تیر 1396 03:33 ب.ظ
If some one desires expert view regarding running a blog after that i recommend him/her
to visit this webpage, Keep up the pleasant job.
foot pain arch
سه شنبه 13 تیر 1396 01:16 ق.ظ
These are in fact enormous ideas in about blogging.
You have touched some pleasant factors here. Any way keep up wrinting.
miscreanteconom37.jimdo.com
چهارشنبه 3 خرداد 1396 12:22 ق.ظ
This page definitely has all the information I needed concerning this subject
and didn't know who to ask.
manicure
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 11:17 ب.ظ
Fantastic goods from you, man. I have understand your stuff previous to and you're
just too fantastic. I really like what you've acquired
here, certainly like what you are stating and the way
in which you say it. You make it enjoyable and you still care for to keep it sensible.

I can't wait to read far more from you. This is actually a wonderful site.
Amir.H Bolouk.A
یکشنبه 21 تیر 1394 12:47 ق.ظ
جالب بود
البته کیانادرست میگه
بعد با این حساب کسی عاشق یه فرد نابینا نمیتونه بشه؟
پاسخ 0 0 :
کیانا
شنبه 20 تیر 1394 11:21 ب.ظ
حالا این همه اسم هست توی عالم! چرا کیانا؟! این کار شما اعتماد مردم جامعه رو به کیاناها کم میکنه و از اونا تصویر بدی در ذهن عموم به جا میذاره.
اصن ما کیاناها در راستای ادامه دادن راه دیگر اصناف جامعه از جمله پزشکان و وکلا، از امروز به مدت سه سال اعتصاب میکنیم از خونه‌هامون نمیایم بیرون!!
پاسخ 0 0 : :|
من عذر میخوام از طرف جامعه جهانی و شورای امنیت!
نماینده حزب ضد شاش
پنجشنبه 18 تیر 1394 11:36 ق.ظ
بگذار کسی حل کند این مساله هارا علی جان!
برق نگاه ها؟!
پاسخ 0 0 : :))
حزب اکسی توسین قوی تره ها!!!
شما جدی نگیر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :