تبلیغات
کوتاه داستان - لحظاتی تا سکوت قلب!

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

سه شنبه 30 تیر 1394

لحظاتی تا سکوت قلب!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه!
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه!
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم.
گفت: دارم میمیرم!!!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه!
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده .
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش ، پس گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم.از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد!
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه.
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم.
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم.
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم.
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم.
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم.
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم.
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر.
داشت میرفت . گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟!
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد!
  

دیدگاه های شما() 
How long do you grow during puberty?
دوشنبه 13 شهریور 1396 01:17 ق.ظ
Quality articles is the key to attract the people to go to see the website, that's what this web page is providing.
foot pain explored
دوشنبه 12 تیر 1396 10:43 ق.ظ
First off I want to say great blog! I had a quick question which I'd like to ask if you
do not mind. I was curious to know how you center yourself and clear your head before
writing. I've had a difficult time clearing my mind in getting my ideas out there.

I do take pleasure in writing however it just seems like the first 10
to 15 minutes tend to be lost simply just trying to figure out how to begin. Any ideas or tips?
Many thanks!
manicure
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 10:32 ب.ظ
I'm impressed, I must say. Seldom do I come across a
blog that's both educative and engaging, and let me tell you,
you've hit the nail on the head. The issue is an issue that not enough people are speaking intelligently about.
Now i'm very happy I stumbled across this in my search
for something concerning this.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :