تبلیغات
کوتاه داستان - مطالب متن های زیبا!

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

جمعه 13 آذر 1394

جبر یا اختیار!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، حکیمان، 

عارفی را پرسیدند :   زندگی به  جبر  است یا به  اختیار ؟ 
پاسخ داد :
امروز را به اختیار  است تا چه بکارم 
اما 
فردا جبر  است. چرا که به  اجبار  باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به اختیار کاشته ام .

دیدگاه های شما() 

جمعه 22 آبان 1394

زنده بمون !!!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

استاد فیزیولوژی داشتیم که میگفت:
"دست بیمارهای در حال احتضار را توی دستتان بگیرید!"
میگفت: "جان،از دستها جریان پیدا میکند"!

قبل ترها،همدیگر را میدیدیم.
بعد تلفن آمد.
دستها همدیگر را گم کردند.
بغل ها هم همینطور.
همه چیز شد صدا. 
هرم گرم نفس ها،دیگر شتک نمیزد به بیخ گردنمان.
اما صدا را هنوز میشنیدیم.
حتی صدای نفس مزاحم هایی که فقط فوت میکردند...

بعدتر،اس ام اس آمد.
صدا رفت.
همه چیز شد نوشتن.
ما مینوشتیم.
بوسه را مینوشتیم.
بغل را مینوشتیم.
گاهی هم،همدیگر را "نفس" خطاب میکردیم.
یعنی حتی نفس را هم مینوشتیم...

مدتی بعد،صورتک ها آمدند.
دیگر کمتر مینوشتیم.
بجایش،یک صورت کج و معوج برای هم میفرستادیم که مثلا داشت میگفت:
"هاگ(hug)" یا یک بوسه فرستاده بود.یا هر چیزی...

چندوقت پیش هم،یکی آدرس کانال تلگرامش  را برایم فرستاد.
تا پیام را خواندم،آمدم چیزکی بنویسم برایش.
زیر صفحه را گشتم،دیدم نمیشود.
یعنی دیگر حتی نمیشد نوشت.
همان موقع عضویتم را لغو کردم...

ما دست و نفس و بوسه و بغل را قبلا کشتیم.
ولی کلمه...
من نمیخواهم کلمه را از دست بدهم.
این آخرین چیز است.

دیدگاه های شما() 

شنبه 16 آبان 1394

3 گزینه

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: انگلیسی، متن های زیبا!، 

در زندگی 3 گزینه بیشتر ندارید:
بی‌خیال شوید!
تسلیم شوید!
یا سخت تلاش کنید!

:In life you have no more than 3 choic
!take it easy
!surrender
!or keep at it!

شما کدام گزینه را انتخاب کرده اید؟؟؟

دیدگاه های شما() 

پنجشنبه 7 آبان 1394

پرسیدن سؤالات تلخ ممنوع

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

تا به حال شده است که با یک پرسش نا مربوط از دهان یک آشنای دورو یا حتی نزدیک ،آنقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی .راستی چرا مردم از هم این همه سئوال می پرسند!؟!
چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟
چرا این همه لاغر شده ای؟
رنگت چرا این همه پریده ؟؟؟
اینها سئوال های تلخ خالی کننده ای هستند و بدتر از این ها اینکه بپرسی: فلانی کجاست؟ چند تا بچه داری؟چرا بچه دار نشدی؟ چرا بچه ات اینهمه چاق است؟ چرا خانه ات این همه قدیمی است ؟خانه ی قدیمت بهتر نبود؟

چرا سوال هایی می کنیم از یکدیگر که ممکن است هم را مجروح کنیم !؟؟؟
چرا از هم نمی پرسیم که

در ادامه

دیدگاه های شما() 

جمعه 1 آبان 1394

پایان به آغاز!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

هر سقوطی پایان کار نیست و هرپایانی ، شکست نیست . 
بعضی پایان ها ،خود یک آغاز هستند! 
باران را ببین،سقوط باران
قشنگترین  آغاز است.

نظرات() 

جمعه 1 آبان 1394

تغییر!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

تغییر باید از نگاهمان به زندگی حاصل شود و تغییر نگاه به زندگی باید از ذهن شروع شود.
یادمان باشد
سنگها نه خرده حسابی باپاهای لنگ دارند و نه قرار و مداری با پاهای سالم!
پس باورهای اشتباه را کنار بگذاریم .

دیدگاه های شما() 

سه شنبه 7 مهر 1394

بهترین الگو برای زندگی!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ در زندگی ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ : ‏« ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ‏» ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. 
ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ .
 ﮔﻔﺖ : ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯿﺪ . ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎه ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ .
 ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. 
ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ . 
ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽ.ﺩﺍﺭﻧﺪ . 
ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ.
 ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ : ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
 ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ.
پس بیایید کودکانه زندگی کنیم.

دیدگاه های شما() 

یکشنبه 29 شهریور 1394

اعتماد!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

پرنده هایی که روی شاخه نشستند، هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند...
زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست، بلکه به بالهایشان است...
همیشه به خودت اعتماد داشته باش، خودت را باور کن!
همیشه خودت را نقد بدان، تا دیگران تو را به نسیه نفروشند...
سعی کن استاد تغییر باشی، نه قربانی تقدیر...
"در زندگیت به کسی اعتماد کن که به او ایمان داری نه احساس"
و هرگز، به خاطر مردم تغییر نکن! این جماعت هر روز تو را جور دیگری می خواهند...
مردم شهری که همه در آن می لنگند، به کسی که راست راه می رود می خندند!

دیدگاه های شما() 

دوشنبه 23 شهریور 1394

سکون،انفعال،پرهیز!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: متن های زیبا!، 

وقتیکه راه نمی روی! یا نمی دَوی! زمین هم نمی خوری!!!و این " زمین نخوردن" محصول سُکون است! نه مَهارت! 
وقتیکه تصمیمی نمی گیری! و کاری نمی کنی! پس اشتباه هم نمی کنی!!!و این " اشتباه نکردن" محصول اِنفعال است! نه انتخاب! 
خوب بودن به این معنی نیست که درهای تجربه را برخود ببندی! و فقط پرهیز کنی، خوب بودن در انتخابهای ماست که معنا پیدا می کندو شکل می گیرد .

دیدگاه های شما() 

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :