تبلیغات
کوتاه داستان - مطالب ابر پیرمرد

کوتاه داستان

داستانی برای زندگی هدفی برای فردا تفکری در آراستن اندیشه

سه شنبه 27 مرداد 1394

سر پیری و معرکه گیری

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: طنز، 

 پیرمردی ۸۰ ساله  برای چک آپ میره پیش دکترش. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:

هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دکتر؟!

دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب!بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل و... . همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و  به طرفش حمله ور میشه! 
شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود!

دیدگاه های شما() 

چهارشنبه 17 تیر 1394

آینده نگری پیرمرد!!!

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، طنز، 

جوان که ساعتی از خود نداشت توجهش به ساعت مچی پیرمرد جلب می شود.
جوون: ببخشین آقا ، می تونم بپرسم ساعت چنده؟
پیرمرد:معلومه که نه!!!
- ولی چرا؟! مثلا اگه ساعت رو به من بگی چی از دست میدی؟!
- ممکنه ضرر کنم اگه ساعت رو به تو بگم!
جوون با تعجب: میشه بگی چطور همچین چیزی ممکنه؟!

در ادامه

دیدگاه های شما() 

سه شنبه 16 تیر 1394

پیرمرد و سخنی زیبا

نویسنده: 0 0   طبقه بندی: داستانک، 

در دو سوی نیمکتی چوبی ، یک دختربچه و پیرمردی نشسته بودند. پیرمرد صدای نفس ها و گریه های دخترک را شنید.
پیرمرد از دخترک پرسید:
- غمگینی؟
- نه.
- مطمئنی ؟
- نه. 
- چرا گریه می کنی؟

در ادامه

دیدگاه های شما() 

نویسندگان

صفحات جانبی




در این وب
در كل اینترنت

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :